|
فلک در شریعت اسلام
آنچه از ظواهر شرع دلالت بر این دارد که فلک عبارت است از مدار نجوم و مجرای کواکب، بسیار است اما ما به ذکر 14 دلیل قناعت می کنیم:
در سوره یس آیه 40 (و این جمله درسوره انبیاء آیه 33 نیز آمده است ) بعد از ذکر زمین و آنجه در آن است و نیز بعد از ذکر خورشید و ماه و منازل آسمانی می فرماید : « کل فی فلک یسبحون » یعنی؛ هر یک در چرخی شنا می کند؛از این آیه اطایفی استفاده می شود ، از جمله اینکه : اجرام آسمانی مطابق گفتار دانشمندان امروزی درفضا شناورند و نیز ثابت هم نیستند، بر خلاف پندار پیشینیان که تصور می کردند این اجرام ثابت هستند. اما آنچه دلالت دارد این است که ستاره گان و دیگر اجرام آسمانی همانند ماهی که در آب شناور است در فضا شناورند و گردش می کنند.
در سوره نازعات آیه 3 می فرماید : « والسابحات سبحا» یعنی : سوگند به شنا کنندگان شنا کردنی؛ ظاهر آیه مطابق برخی تفاسیر این است که «سابحات» کنایه از نجوم است و به معنی تُندرُان و در لغت عرب استعمال سباحت بسیر سریع در غیر آب دلالت دارد. علت اینکه، در بسیاری از آیات قرآن سیر نجوم را به شناوری تعبیر نموده است آن است که بر اثر تقابل با خورشید همیشه یک طرف از هر سیاره روشن است و در طرف دیگر تاریکی حکمفرما است و سایه به شکل مخروطی ممتد است که مجموع جرم و ظل مخروطی هر ستاره در حین حرکت در هوا مانند ماهی است که در آب شنا می کند.
در سوره مؤمنون آیه 17 می فرماید: « ولقد خلقنا فوقکم سبع طرائق » یعنی: و براستی در بالای شما هفت راه آفریدم؛ طرائق جمع طریق است و ظاهر آیه چنین می فهماند که افلاک عبارت است از خطوط سیر اجرام آسمانی که هر جرمی در فلک در خط سیر خود حرکت می کند، همانند حرکت پرنده در هوا و ماهی در دریا. بر خلاف این نظر که گفته است: افلاک عبارت است از اجسامی عظیم که ستاره گان در آن مسقرند.
در سوره «یس» آیه 39 می فرماید: « والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم » یعنی: و آماده کردیم برای ماه منزلگاه هایی، تا برگشت کند مانند بند خوشه، که از کهنگی خشک شده باشد. در تفسیر این آیه شریفه احتمال حذف مضاف داده شده، یعنی حرکت ماه را منزل به منزل کرده ایم تا مانند هلالی شبیه به عرجون شود. ( عرجون در لغت به معنی چوب خوشه خرما و انگور وغیره است که به آن بند خوشه می گویند که بر اثر کهنگی خشک و زرد و کج شده باشد و به همین دلیل هلال را از نظر زردی و باریکی و کجی به آن تشبیه کرده اند و از خشکیدگی آن هم می توانیم به طبیعت کره ماه اشاره کنیم.)
حضرت امیرالمومنین «علیه السلام» در یکی از خطبه های نهج البلاغه در نظم آسمان ها می فرمایند: «ثم علق فی جوها فلکها» یعنی: پس معلق ساخت خداوند جهان فلک نجوم را در هوای آسمان ها؛ بدیهی است که معلق ساختن فلک کواکب در فضای آسمان ها مناسب سخن افرادی است که می گویند، فلک مجرای گردش ستارگان است و مانند حلقه در ، در فضا آویزان می باشد و به هیچ وجه با گمان آن هایی که می پندارند فلک عین آسمان ها است و تمتم عالم را در شکم خود فرو گرفته است ، سازش ندارد.
در تفسیر قمی و بحارالاانوار از امام صادق «علیه السلام» در بیان آفرینش آسمان ها و ستارگان آمده است که: «روان کرد خداوند ستارگان را در فلک»؛واضح است که روان کردن اجرام و گردش دادن آن ها در فلک فقط با نظریات جدید سازش دارد، چه گردش را به خود ستاره گان نسبت دهیم و چه اجرام را ثابت بدانیم.
در «احتجاج» و همچنین در «بحارالانوار» جلد 14 آمده است که حضرت امام صادق «علیه السلام» ضمن محاوره با زندیق فرمودند: «و از قبیل تدبیر خدا، درباره اخترانی است که در فلک شنا می کنند.»
در «بحارالانوار» و رساله «استخارات» سید ابن طاووس آمده است که معصوم «علیه السلام» خدا را به قدرت ستوده و می فرماید : «و انک قادر عیا نقلها فی مداراتها فی مسیرها» یعنی:« و تو قادری بر حرکت دادن اختران در گردش و مدار خود» نسبت حرکت دادن به خود اختران مقصود ما بود که امروزه ثابت گردیده است. · دلیل نهم: در «کافی» و «وافی» و«بحار» و «انوارالنعمانیه» و «تفسیر قمی» و «من لایحضره الفقیه» با سندهای قوی آمده است که علی بن الحسین «علیه السلام» در ضمن حدیث خسوف و کسوف فرمود: «خدا فرشته را که بر آسمان گماشته فرمان می دهد که جا به جا کند آسمانی را که بر اوست مجرای خورشید و ماه و ستاره گان» ظاهر سخن از سه جهت موافق با زمان حال و مخالف با نظر پیشینیان است: 1. آن که حرکت را به خود ستاره گان نسبت داده است. 2. آن است که آن ها را در فضایی روان دانسته است. 3. آن که انتقال و جابه جا شدن فلک را جایز دانسته است و این سخن به پیدایش کسوف و خسوف در سایر کواکب نیز اشاره می کند.
شیخ طریحی در کتاب «مجمع البحرین» می گوید : در خبر است که «فلک عبارت است از گردش آسمان» ظاهر این حدیث چنین می فهماند که ماهیت فلک در شرع اسلام چیزی جز گردش آسمان و زمین نیست، بدین معنی که زمین با هر آنچه در آن است همگی با هم در فضای پهناوری گردش می کنند و این به طور قوی بر این دلالت دارد که آسمان عبارت است از همان کره اتمسفری که زمین را از هر طرف فرا گرفته است وخود با زمین در فضایی نا متناهی حرکت می کند.
در کتاب «شیخ ابولیث سمرقندی» از «ابن عباس» امده است که : «ستارگان در آسمان معلقند» و این حدیث مؤید حدیثی است که «ابن سلام» از پیامبر(ص) روایت کرده است که آن حضرت می فرمایند: «اختران و ستارگان در هوا معلقند» و نیز این حدیث که «فضل بن عمر» از امام صادق «علیه السلام» روایت کرده است که : «کسی را که از علم این نجوم معلق در آسمان عمیقاً مطاع باشد نمی یابم...و البته با خواس ظاهری از خقیقت مسائل نجومی نمی توان واقف شد...نجومی که معلقند و گاهی طلوع و گاهی غروب می کنند و در زیر زمین همانند آسمان، شناور و در حرکتند...» تمام آنچه بیان شد با یافته های جدید علمی درباره نجوم مطابقت دارد و علم آنها را به اثبات رسانیده است.
در «بحار» به روایت «تفسیر فرات» از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در وصف خورشید و ماه آمده است : « به درستیکه خدا خورشید و ماه را در فلک، روان ساخته و فلک دریایی است مستطیل مابین آسمان و زمین» این حدیث نیز مطابق نظریات جدید است که هر جرم آسمانی خود به خود در متن فضا روان است. علاوه بر این حضرت معنای فلک را تشریح نموده می فرمایند؛فلک دریایی است دراز و کشیده(مستطیل) میان آسمان و زمین. فرض دراز و کشیده بودن آن جز در زمان حال معنی ندارد، زیرا فلک در نزد پیشینیان عبارت بود از خط سیر کواکب که قوه وهمیه آن را به شکل بیضی در فضا فرض می کرد. · دلیل سیزدهم: در «خصال صدوق» و جلد 14 «بحار» از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «بدرستی هنگامی که خدا ابر را آفرید بر خود بالید وگفت: چیست که بر من چیره شود؟ ؛ از این رو خدا فلک را آفریده ابر را زبون ودر فلک به گردش انداخت» اطلاق لفظ فلک را جز به مجرا و مدار آسمانی ابر نمی توان دلالت داد زیرا ابر یدون تردید در هوا بر یک مدار مفروض حرکت می کند. · دلیل آخر در «نهج البلاغه» و «بحار» منسوب به حضرت امیر«علیه السلام» آمده است که آن حضرت در خطبه ای می فرماید: « و هوای مکفوفی که آن را فرو بردن گاه روز و گاه شب ومجرای خورشید و ماه و محل فرود آمد و شد ستارگان و سیارات قرار داده ایی» این حدیث تصریح فرموده به روان بودن خورشید و ماه و گردش ستارگان در فضا. این حدیث در ی است از علم که هزار در بر روی دانشمندان گشوده است و هر کس از هر علمی کلمات این یگانه معلم بشریت را به دقت مطالعه کند،چشمه های بیشماری از دانش بر روی او گشوده خواهد شد و آن زمان می فهمد که بیهوده نگفته اند که :گفتار علی «علیه السلام» پایین تر از گفتار خدا و بلندتر و برتر از گفتار بندگان است... منبع : آکادمی علوم فضایی ایران
|